فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٨٥ - ٢ محروم كردن دختر پيامبر از ميراث
٢. محروم كردن دختر پيامبر از ميراث
قرآن كريم، در آيات خود، اعلام مى كند كه فرزندان ميت اعم از دختر و پسر، از پدران و مادران ارث مى برند و در آيات ديگر ارث بردن سليمان را از داود يادآورى مى كند و مى فرمايد:(وَ وَرِثَ سليمانُ داودَ)[١] و در آيه ديگر يادآورى مى كند كه زكريا از خدا فرزندى خواست تا از او ارث ببرد، چنانكه مى فرمايد:
(فَهَبْ لى مِنْ لَدُنْكَ وَلِيّاً * يَرِثُنى وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيّاً).[٢]
«خدايا به من فرزندى عنايت فرما تا از من وازخاندان يعقوب ارث ببرد و او را انسانى پسنديده ساز».
اين آيات حاكى از آن است كه فرزندان پيامبران از آنان ارث مى بردند. مقصود در اين آيات، ارث اصطلاحى است، نه ارث علم و دانش، زيرا علم و دانش ميراثى نيست، نبوت، نيز ارثى نيست. ازاين گذشته اگر مقصود، ارث بردن نبوّت بود، دعاى زكريا لزومى نداشت كه عرض كرد(وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيّاً)زيرا پيامبران خدا اولياى الهى هستند و پاكى جزء ذات آنها است.
امّا در مقابل اين آيات، با خبر واحدى كه فقط خود خليفه نخست، راوى آن بود، دخت گرامى پيامبر را از ارث او محروم ساختند، به استناد اينكه پيامبر فرمود: «نَحْنُ مَعاشِرَ الأنْبياءِ لانوَرِّثُ».
[١] نمل، آيه ١٦.
[٢] مريم، آيه ٥ و ٦.